تبليغاتX
welcome hny

welcome hny

                                                                                 

 

 سلام دوستای گلم...میسی که اومدین به وبلاگم...

نظر یادتون نره.....

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 17:1 توسط na30m

انواع اس ام اس هااااااااااااااااااا

اس ام اس های جدایی

- پر از بغضم...پر از گریه...پر از تلخی و شیرینی...حلالم کن...دارم میرم ...منو هرگز نمیکنی

 

- بس که دیوار دلم کوتاه است هرکه از کوچه ی تنهایی من میگذرد به هوای هوسی هم که شده سرکی می کشدو می گذرد.

 

- فکرمی کردم تو همدردی، نه تو هم دردی!

 

- برای عشق گریه کن اما کسی را برای عشق به گریه ننداز.با عشق بازی کن اما کسی را با عشق  بازی نده....

 

- همین حوالی کسانی هستند که تا دیروز میگفتند بدون تو حتی نفس هم نمیتوانم بکشم و امروز در اغوش دیگری نفس نفس میزنند.

 

- منو تو مثل دوتا خط موازی ایم.هیچ وقت به هم نمیرسیم ولی کنار هم هستیم..

 

- دوستت دارم را برای هردویمان فرستادی...هم من هم او....خیانت میکردی یا عدالت؟

 

- به هرکس دل سپردم بی وفا شد...چو پابندش شدم از من جدا شد...نمیدانم از اول بی وفا بود یا که نازش کشیدم بی وفا شد...

 

- تقصیر مانیست بر روی حرف هایمان نمیمانیم...ما در زمینی زندگی میکنیم که خودش را دور میزند.

 

- با خون قلبم لبهایت را رنگی میکنم تا هرکس بعد من لبانت را ببوسد طعم خون مرا بچشد تا بداند قاتل عشق من است...

 

- ماهی به اب گفت : بی تو میمیرم. اب گفت بذار یه کم فکر کنم...رفت و به حرفاش فکر کرد...برگشت که بهش بگه منم دوستت دارم اما ماهی مرده بود...

 

- کاش میفهمیدی انکه حاضر است برای به دست اوردن محبتت تنش را به تو بسپارد فاحشه نیست...

 

- سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخم هارا کم کنی.آه باران من سراپای وجودم اتش است پس بزن شاید تو خاموشم کنی....

 

اس ام اس های خنده دار

-  لره به ترکه میگه میای بریم نماز جمعه؟ نفری ده هزار تومن میدن...ترکه میگه اگه ندادن چی؟ لره میگه :میگوزیم، باطلش میکنیم.

 

-  شش تلاش بیهوده : 1. گدایی در اصفهان 2.مطربی در قم 3. شالیکاری در قزوین 4. انسان شناسی در اردبیل 5. تشخیص هویت در رشت 6. اموزش به لر

 

- دوس دختر لره بهش اس ام اس میده : من الان خونه تنهام بیا... لره خوشش میاد به همه دوستاش میفرسته

 

- طی مسابقه دو استقامت در لرستان به دلیل منحرف شدن دوندگان از مسیر مسابقه مسئولان پس از شش ماه تلاش توانستند دوندگان را حوالی یونان به ضرب گلوله متوقف و پیکر پاک انان را به میهن اسلامی باز گردانند.

 

- زندگی با مای بی بی شروع و به ایزی لایف ختم می شود...قدر لحظه هایی که با شورت هستیم را بدانیم.

 

- لره روز عروسیش باباش میمیره...میگه :اه...ببین گه بازیای بابامو...

 

- علت بی سوادی لرها: وقتی معلم تخته را پاک میکرد انان نیز دفترهایشان را پاک میکردند.

 

- کمیته امداد از برادران لر خواست پس از انداختن سکه در صندوق صدقات سوار ان نشوند.

 

- به علت قطع برق هموطنان لر ساعت ها روی پله برقی ماندند.

 

- انواع ریدن بچه: 5 ماهگی تو دستت

                        5 سالگی تو اعصابت

                        15 سالگی تو هیکلت

                       20 سالگی تو ابروت

                        25 سالگی تو پولت

                        وقتی مردی تو روحت

اس ام اس های عاشقانه 

- بهترینم! بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد بردمن تورا در قلبم دارم ! نه در دنیا

 

- تو دنیا 4 تا چیز رو دوست دارم: تو اسمون خدارو...تو زمین خودم رو...تو خودم قلبم رو...تو قلبم تورو

 

- قشنگ ترین حس وقتیه که بدونی هرگز فراموش نمیشی...این حس تقدیم وجودت....

 

- دلتنگی قشنگه به خاطر تو...تنهایی قشنگه به انتظار تو...دوستی قشنگه با وجود تو

 

- ما پیغام دوست داشتنمان را با دود اتش به هم میرسانیم. نمیدانم ان سو برای تو تکه چوبی هست یا نه من اینجا جنگلی را به اتش کشیدم...

 

- برای تا ابد ماندن باید رفت گاه به قلب کسی گاه از قلب کسی

 

- یه دنیا اشک تقدیم به کسی که از پشت اسمون تنهایی سراغ از دل ابری من میگیرد.

 

- تنهایی ادم ها یه دریا عمق داره ولی پر کردنش با یه لیوان محبت ممکنه

 

- بزرگترین متهم دنیا اونیه که ندونه کسی که براش پیام زده چقدر دوسش داره؟

 

- زنگی تعداد نفس ها نیست....تعداد لبخندهای کسی است که دوستش داری

 

- برای خندیدن منتظر خوشبختی نباش شاید خوشبختی منتظر خندیدن تو است

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 20:11 توسط na30m |

تقلید

 

توی هواپیمایی که حیوان ها را از جنگلی به جنگل دیگه میبرد یه کلاغ و یه خرس هم حضور داشتند.

کلاغه سفارش چایی میده، چایی رو که میارن یکمیشو میخوره بافی شو میریزه زمین.

مهماندار میگه: چرا اینکارو کردی؟

کلاغه میگه : دلم خواست.

چند دقیقه میگذره باز کلاغه نوشیدنی سفارش میده ، باز یکمیشو میخوره و باقی شو میریزه رو زمین.

مهماندار میگه: چرا اینکارو کردی؟

کلاغه میگه : دلم خواست.حرفیه؟

بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه....

مهماندارو صدا میکنه و یه فهوه سفارش میده.

مهماندار براش قهوه میاره ، خرسه یه کمیشو میخوره باقیشو میریزه زمین.

مهماندار میگه چرا اینکارو کردی؟

خرسه میگه دلم خواست

اینو که میگه یهو همه مهماندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون

خرسه که اینو میبینه شروع به دادوفریاد میکنه.

کلاغه بیدار میشه و به خرسه میگه: اخه خرس گنده ! تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی در بیاری؟

 

نکته اخلاقی:قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید....

 

 

نجات

در هواپیمای در حال سقوط به تعداد مسافران چتر نجات وجود نداشت و یکی کم بود و باید یکی از مسافران جان فشانی میکرد.

همه در این فکر بودند که چه کسی باید این کار را انجام دهد که مردی جوان یکی از چترها را برداشت و گفت:من فوتبالیست این کشور هستم و باید زنده بمانم و پرید.

مردی دیگر یکی از چتر هارا برداشت و گفت:من هم دکتر این جامعه هستم و مریض هایم به من نیاز دارند پس باید زنده بمانم و پرید.

مردی دیگر یکی از چترهارا برداشت و گفت:من هم مهندس این جامعه هستم و ساختمان های نیمه کاره ام با وجود من تکمیل میشوند....پس باید زنده بمانم و پرید...

مردی دیگر نیزچتری برداشت و گفت:من هم باهوش ترین فرد در دنیا هستم ودنیا به من نیاز دارد پس من هم باید زنده بمانم ، این را گفت و پرید.

تنها یک پیرمرد و یک پسرک کوچک با یک چتر در هواپیما باقی ماندند.پیرمرد گفت:پسرم من عمر خودم را کرده ام و اخر راه هستم...تو که اول راهی و هنوز جوانی....پس تو بپر و جان خودت را نجات بده...

ولی پسرک با خونسردی پاسخ داد:نیازی نیست....ما هردو نجات پیدا میکنیم.مردی که ادعا میکرد باهوش ترین فرد دنیا است با کوله پشتی من پریده است.....

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 22:43 توسط na30m |

مرگ های مشکوک

 چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان ، بیماران یک تخت بخصوص در

 حدود ساعت 10 صبح روزهای یک شنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری

 و شدت و ضعف مرض انان نداشت.

این مسئله باعث شگفتی پزشکان ان بخش شده بود به طوری که بعضی، ان را با مسائل ماورای

 طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.

کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار ان تخت درست در ساعت 10 صبح روزهای یک

 شنبه میمیرد؟به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص برای بررسی موضوع ، جلسه تشکیل

 دادند و پس از بحث و تبادل نظرتصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ، چند دقیقه قبل از ساعت

 10 در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود ، بعضی در حال دعا بودند و بعضی دوربین فیلم برداری با خود اورده

 بودند و برخی....

دو دقیقه به ساعت 10 مانده بود که (جانسون) نظافت چی پاره وقت روزهای یکشنبه ، وارد اتاق

 شد.دو شاخه برق دستگاه حفظ حیات را از پریز برق در اورد و دو شاخه جارو برقی خود را

 به پیریز زد و مشغول کار شد......!!!!!!!! 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

+ نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت 17:38 توسط na30m |

مفهوم عشق

از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است .



از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد .



از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت:سقوط سلسله ي قلب جوان .



از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت: همپاي love. است .



از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهي است .


از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد .



از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که هرگز تنها نيست .


از استاد فيزيک پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائي هست که قلب را به سوي خود مي کشد .



از استاد انشا پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها موضوعي است که مي توان توصيفش کرد .



از استاد قرآن پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها آيه اي است که در هيچ سوره اي وجود ندارد .



از استاد ورزش پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها توپي هست که هرگز اوت نمي شود .



از استاد زبان فارسي پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها کلمه اي هست که ماضي و مضارع ندارد .



از استاد زيست پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها ميکروبي هست که از راه چشم وارد مي شود .



از استاد شيمي پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها اسيدي هست که درون قلب اثر مي گذارد.



ز خودم پرسيدم عشق چيست؟گفتم …………………….

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 19:51 توسط na30m |

کیک خانگیییییی

یه جزوه دست نویس اشپزی به دستم رسید که صفحاتش به هم ریختس...می خواهم از روی ان طرز پختن کیک خانگی را اموزش بدهم:

مواد لازم:

شکر:1 پیمانه

ارد الک شده:2 پیمانه

وانیل:نصف قاشق غذاخوری

کلم:یک عدد

لبوی پخته شده:دو عدد

ماهی قزل الا:یک پیمانه

طرز تهیه:نخست ماهی تابه را روی گاز میگذاری و بعد قابلمه را داخل ماهی تابه قرار میدهیم.این کار باعث می شود کیک شما بخارپز شود.گاز را روشن میکنیم و داخل قابلمه اب مقداری کره میریزیم سپس نمک اضافه میکنیم و در قابلمه را میگذلریم.در این فاصله بادمجان هایی را که قبلا سرخ کرده ایم داخل تمبر هندی میخوابانیم تا نفخش گرفته شود.برنج ابکش شده را در دیس میکشیم،روی برنج با نان و زعفران ته دیگ درست میکنیم و ان را داخل فر قرار میدهیم سپس خودمان داخل ارد سوخاری غلت میزنیم.

خمیر را پهن میکنیم، برنج و مرغ و بادمجان را داخل ان قرار میدهیم سپس خمیر را میپیچیم و بعد ان را سرخ میکنیم.

اگر خانه تان نزدیک بیمارستان است این غذا را پس از اماده شدن میل کنید!!!!!!!!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 20:48 توسط na30m |

انسان های بزرگ و متوسط و کوچک

انسان های بزرگ درباره عقاید سخن میگویند...

انسان های متوسط درباره وقایع سخن میگویند...

انسان های کوچک پشت سر دیگران سخن میگویند...

 

انسان های بزرگ درد دیگران را دارند...

انسان های متوسط درد خودشان را دارند...

انسان های کوچک بی دردند...

 

انسان های بزرگ عظمت دیگران را میبینند...

انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند...

انسان های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران میبینند...

 

انسان های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند...

انسان های متوسط به دنبال کسب دانش هستند...

انسان های کوچک به دنبال کسب پول هستند...

 

انسان های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند...

انسان های متوسط پرسش هایی میپرسند که پاسخ دارد...

انسان های کوچک می پندارند که پاسخ تمام پرسش ها را می دانند...

 

انسان های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند...

انسان های متوسط به دنبال حل مسئله هستند...

انسان های کوچک مسئله ندارند...

 

انسان های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمیگزینند...

انسان های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح میدهند...

انسان های کوچک با سخن گفتن بسیار،فرصت سکوت را از خود میگیرند...

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 15:5 توسط na30m |

سن منو پدرم

دکتر شریعتی:

وقتی من به دنیا امدم پدرم 30 سالش بود،یعنی سنش 30 برابر من بود.

وقتی من 2 ساله شدم ، پدرم 32 ساله شد ، یعنی 16 برابر من.

وقتی من 3 ساله شدم ،پدرم 33 ساله شد یعنی 11 برابر من.

وقتی من 5 ساله شدم ، پدرم 35 ساله شد یعنی 7 برابر من.

وقتی من 10 ساله شدم ، پدرم 40 ساله شد یعنی  4  برابر من.

وقتی من 15 ساله شدم ،پدرم 45 ساله شد یعنی 3 برابر من.

وقتی من 30 ساله شدم ، پدرم 60 ساله شد یعنی 2 برابر من.

   (( میترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم ))  

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 1:8 توسط na30m |

دو همسفر

کشتی در طوفان شکست و غرق شد.فقط دو مرد توانستند به سوی جزیره کوچک و بی اب و علفی شنا کنند و نجات یابند.

دو نجات یافته دیدند  هیچ نمی توانند بکنند.با خود گفتند بهتر است از خدا کمک بخواهیم.بنابراین دست به دعا شدند و برای اینکه ببینند دعای کدام یک زودتر مستجاب می شود هر کدام به گوشه ای از جزیره رفتند.

نخست ، از خدا غذا خواستند.فردا مرد اول ، درختی یافت و میوه ای بر ان، ان را خورد.اما سرزمین مرد دوم چیزی برای خوردن نداشت

هفته بعد مرد اول از خدا همسرو همدم خواست ، فردا کشتی دیگری غرق شد، زنی نجات یافت و به مرد رسید.در سمت دیگر، مرد دوم هیچ کس را نداشت.

مرد اول از خدا خانه ، لباس و غذای بیشتری خواست، فردا ، به صورت معجزه اسا تمام چیزایی که خواسته بود به او رسید.مرد دوم هنوز هیچ نداشت.

دست اخر مرد اول از خدا کشتی خواست تا او و همسرش را با خود ببرد.فردا کشتی ای امد و در سمت او لنگر انداخت ، مرد خواست به همراه همسرش از جزیره برود و مرد دوم را تنها رها کند. پیش خود گفت : مرد دیگر حتما شایستگی نعمت های الهی را ندارد ، چرا که به ذرخواست های او پاسخ داده نشده، پس بهتر است همان جا بماند.

زمان حرکت کشتی ، ندایی از اسمان پرسید : چرا همسفر خود را در جزیره رها می کنی؟

پاسخ داد: این نعمت هایی که به دست اورده ام همه مال خودم  است ، همه را خودم درخواست کرده ام. درخواست های او پذیرفته نشد ، چون او لیاقت این چیزها را ندارد.

ندای اسمانی مرد را سرزنش کرد : اشتباه می کنی . زمانی که تنها خواسته او را اجابت کردم ، این نعمت ها به تو رسید.

مرد با حیرت پرسید: از تو چه خواست که باید مدیون او باشم؟

ندا پاسخ داد: از من خواست که تمام خواسته های تو را اجابت کنم.

 

پند داستان :

شاید بسیاری از نعمات نتیجه تلاش ما نباشد ، و کسانی دیگر در ان دخیل بوده اند.پیشرفت ما نتیجه حمایت دیگران است هرچند خود ما در این امر تلاش بسیار کرده باشیم.

                                                                                                    نسیم

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 15:46 توسط na30m |

رنگ درمانی نوین

 

سفید ، رنگ ارامش است. اگر در اتاقی با رنگ سفید بمانی ، از فرط ارامش دیوانه می شوی.

سیاه ، رنگ جدی است. اگر در اتاقی به رنگ سیاه بمانی از فرط ناامیدی دیوانه می شوی.

قرمز ، رنگ جذاب و گرم است. اگر در اتاقی به رنگ قرمزبمانی از فرط هیجان دیوانه می شوی.

زرد ، رنگ زندگی است. اگر در تاقی به رنگ زرد بمانی از فرط اضطراب دیوانه می شوی.

 

اصولا اگر زیاد در اتاقی بمانی دیوانه میشوی.زیاد هم ربطی به رنگ ها ندارد.پس پاشو برو بیرون!!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 16:34 توسط na30m |